سطح C2فعل

bannen

جادو کردن، رام کردن

English: to banish, charm

صرف فعل bannen

حال
er bannt
گذشته‌ی ساده
bannte
پرفکت
hat gebannt
امری
banne! / bannt!
  • ich banne
  • du bannst
  • er/sie/es bannt
  • wir bannen
  • ihr bannt
  • sie bannen

جمله‌ی مثال با bannen

  • Geld kann den Teufel in ein Glas bannen.

    پول می‌تواند شیطان را در شیشه‌ای زندانی کند.

«bannen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.