سطح C2فعل

ballen

مشت کردن، گلوله کردن

English: to clench, to ball up

صرف فعل ballen

حال
er ballt
گذشته‌ی ساده
ballte
پرفکت
hat geballt
امری
balle! / ballt!
  • ich balle
  • du ballst
  • er/sie/es ballt
  • wir ballen
  • ihr ballt
  • sie ballen

جمله‌ی مثال با ballen

  • Die Faust in der Tasche ballen.

    مشت توی جیب گره کردن.

«ballen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.