سطح C2فعل

bahnen

راه گشودن، هموار کردن

English: to pave, to clear the way

صرف فعل bahnen

حال
er bahnt
گذشته‌ی ساده
bahnte
پرفکت
hat gebahnt
امری
bahne! / bahnt!
  • ich bahne
  • du bahnst
  • er/sie/es bahnt
  • wir bahnen
  • ihr bahnt
  • sie bahnen

جمله‌ی مثال با bahnen

  • Wer eigene Wege gehen will, muss sie sich selber bahnen.

    کسی که میخواهد راه خودش را برود، باید خودش آن را هموار کند.

«bahnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.