سطح B2فعل

büßen

تاوان دادن

English: to atone, to pay for

صرف فعل büßen

حال
er büßt
گذشته‌ی ساده
büßte
پرفکت
hat gebüßt
امری
büße! / büßt!
  • ich büße
  • du büßt
  • er/sie/es büßt
  • wir büßen
  • ihr büßt
  • sie büßen

جمله‌ی مثال با büßen

  • Ich musste büßen.

    مجبور شدم تاوان بدم.

«büßen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.