سطح C2فعل

bändern

بستن، مهار کردن

English: to strap, bind

صرف فعل bändern

حال
er bändert
گذشته‌ی ساده
bänderte
پرفکت
hat gebändert
امری
bänder! / bändert!
  • ich bändere
  • du bänderst
  • er/sie/es bändert
  • wir bändern
  • ihr bändert
  • sie bändern

جمله‌ی مثال با bändern

  • Sie bändert die Akten mit einem roten Band.

    او پرونده‌ها را با یک نوار قرمز می‌بندد.

«bändern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.