خشک شدن، خشک کردن
English: to dry out, to desiccate
Ich bin beunruhigt, dass sie austrocknen könnte.
نگرانم که مبادا خشک شود.
«austrocknen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.