سطح C2فعل

ausschwärmen

پراکنده شدن، پخش شدن

English: to swarm out, to scatter

صرف فعل ausschwärmen

حال
er schwärmt aus
گذشته‌ی ساده
schwärmte aus
پرفکت
ist ausgeschwärmt
امری
schwärm aus! / schwärmt aus!
  • ich schwärme aus
  • du schwärmst aus
  • er/sie/es schwärmt aus
  • wir schwärmen aus
  • ihr schwärmt aus
  • sie schwärmen aus

جمله‌ی مثال با ausschwärmen

  • Die Bienen schwärmen aus dem Bienenstock aus.

    زنبورها از کندو بیرون می‌پرند و پراکنده می‌شوند.

«ausschwärmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.