سطح C2فعل

ausreiten

به اسب‌سواری رفتن

English: to ride out

صرف فعل ausreiten

حال
er reitet aus
گذشته‌ی ساده
ritt aus
پرفکت
ist ausgeritten
امری
reit aus! / reitet aus!
  • ich reite aus
  • du reitest aus
  • er/sie/es reitet aus
  • wir reiten aus
  • ihr reitet aus
  • sie reiten aus

جمله‌ی مثال با ausreiten

  • Am Wochenende möchte ich ausreiten.

    آخر هفته می‌خواهم به اسب‌سواری بروم.

«ausreiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.