سطح C2فعل

auskennen

آشنا بودن

English: to be familiar with, to know well

صرف فعل auskennen

حال
er kennt aus
گذشته‌ی ساده
kannte aus
پرفکت
hat ausgekannt
امری
kenn aus! / kennt aus!
  • ich kenne aus
  • du kennst aus
  • er/sie/es kennt aus
  • wir kennen aus
  • ihr kennt aus
  • sie kennen aus

جمله‌ی مثال با auskennen

  • Da soll sich einer auskennen!

    کی می‌تونه سر در بیاره!

«auskennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.