متعادل، جبرانکننده
English: balancing, compensatory
Die ausgleichende Wirkung des Medikaments beruhigte den Patienten.
اثر متعادلکننده دارو بیمار را آرام کرد.
«ausgleichend» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.