فکر کردن، اختراع کردن
English: to think up, to devise
Ich muss mir eine gute Ausrede ausdenken.
باید یک بهانهی خوب به ذهنم برسانم.
«ausdenken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.