سطح C2فعل

ausbaden

تحمل کردن، تاوان دادن

English: to bear the consequences, to pay for

صرف فعل ausbaden

حال
er badet aus
گذشته‌ی ساده
badete aus
پرفکت
hat ausgebadet
امری
bade aus! / badet aus!
  • ich bade aus
  • du badest aus
  • er/sie/es badet aus
  • wir baden aus
  • ihr badet aus
  • sie baden aus

جمله‌ی مثال با ausbaden

  • Tom musste alles ausbaden.

    تام باید همه‌چیز را به گردن می‌گرفت.

«ausbaden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.