متورم شدن ، باد کردن
English: to swell, to inflate
Ich mag’s nicht, dass beim Weinen meine Augen anschwellen.
دوست ندارم که موقع گریه کردن چشمهایم ورم کند.
«anschwellen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.