سطح C2فعل

anschwellen

متورم شدن ، باد کردن

English: to swell, to inflate

صرف فعل anschwellen

حال
er schwillt an
گذشته‌ی ساده
schwoll an
پرفکت
ist angeschwollen
امری
schwill an! / schwellt an!
  • ich schwelle an
  • du schwillst an
  • er/sie/es schwillt an
  • wir schwellen an
  • ihr schwellt an
  • sie schwellen an

جمله‌ی مثال با anschwellen

  • Ich mag’s nicht, dass beim Weinen meine Augen anschwellen.

    دوست ندارم که موقع گریه کردن چشم‌هایم ورم کند.

«anschwellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.