سطح A1فعل

anprobieren

امتحان کردن لباس

English: to try on (clothes)

صرف فعل anprobieren

حال
er probiert an
گذشته‌ی ساده
er probierte an
پرفکت
hat anprobiert
امری
probier an! / probiert an!
  • ich probiere an
  • du probierst an
  • er/sie/es probiert an
  • wir probieren an
  • ihr probiert an
  • sie probieren an

جمله‌ی مثال با anprobieren

  • Ich probiere die Schuhe an.

    کفش‌ها را امتحان می‌کنم.

مترادف و متضاد

مترادف

«anprobieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.