وابسته، چسبنده
English: clingy, affectionate
Der Hund ist sehr anhänglich und folgt mir überallhin.
سگ خیلی وابسته است و همهجا دنبال من میآید.
«anhänglich» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.