سطح C2فعل

amputieren

قطع عضو کردن

English: to amputate

صرف فعل amputieren

حال
er amputiert
گذشته‌ی ساده
amputierte
پرفکت
hat amputiert
امری
amputiere! / amputiert!
  • ich amputiere
  • du amputierst
  • er/sie/es amputiert
  • wir amputieren
  • ihr amputiert
  • sie amputieren

جمله‌ی مثال با amputieren

  • Man musste das verletzte Bein amputieren.

    مجبور شدند پای آسیب‌دیده را قطع کنند.

«amputieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.