سطح C2فعل

abstatten

ادا کردن، انجام دادن

English: to pay (a visit), to render

صرف فعل abstatten

حال
er stattet ab
گذشته‌ی ساده
stattete ab
پرفکت
hat abgestattet
امری
statt ab! / stattet ab!
  • ich statte ab
  • du stattest ab
  • er/sie/es stattet ab
  • wir statten ab
  • ihr stattet ab
  • sie statten ab

جمله‌ی مثال با abstatten

  • Darf ich Ihnen einen Besuch abstatten?

    اجازه می‌دهید به دیدنتان بیایم؟

«abstatten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.