سطح C2فعل

abschieben

هل دادن، پس زدن

English: to push away, to deport

صرف فعل abschieben

حال
er schiebt ab
گذشته‌ی ساده
schob ab
پرفکت
hat abgeschoben
امری
schiebe ab! / schiebt ab!
  • ich schiebe ab
  • du schiebst ab
  • er/sie/es schiebt ab
  • wir schieben ab
  • ihr schiebt ab
  • sie schieben ab

جمله‌ی مثال با abschieben

  • Ich werde Ken abschieben.

    من کنترل خواهش را حذف می‌کنم.

«abschieben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.