سطح C2فعل

abraten

نصیحت کردن، پرهیز دادن

English: to advise against

صرف فعل abraten

حال
er rät ab
گذشته‌ی ساده
riet ab
پرفکت
hat abgeraten
امری
rat ab! / ratet ab!
  • ich rate ab
  • du rätst ab
  • er/sie/es rät ab
  • wir raten ab
  • ihr ratet ab
  • sie raten ab

جمله‌ی مثال با abraten

  • Ich würde dringend davon abraten.

    من به شدت از این کار منصرف می‌شوم.

«abraten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.