سطح C2فعل

abrücken

عقب‌نشینی کردن، کنار رفتن

English: to move away, to back off

صرف فعل abrücken

حال
er rückt ab
گذشته‌ی ساده
rückte ab
پرفکت
ist abgerückt
امری
rück ab! / rückt ab!
  • ich rücke ab
  • du rückst ab
  • er/sie/es rückt ab
  • wir rücken ab
  • ihr rückt ab
  • sie rücken ab

جمله‌ی مثال با abrücken

  • Wir dürfen von diesem Plan nicht abrücken.

    ما نباید از این برنامه عقب‌نشینی کنیم.

«abrücken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.