سطح C1فعل

ablassen

صرف‌نظر کردن، رها کردن

English: to let off, to release

صرف فعل ablassen

حال
er lässt ab
گذشته‌ی ساده
ließ ab
پرفکت
hat abgelassen
امری
lass ab! / lasst ab!
  • ich lasse ab
  • du lässt ab
  • er/sie/es lässt ab
  • wir lassen ab
  • ihr lasst ab
  • sie lassen ab

جمله‌ی مثال با ablassen

  • Tom muss Dampf ablassen.

    تام باید اعصابش را خالی کند.

«ablassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.