آیندهنگری، دوراندیشی
English: foresight, far-sightedness
Jessie lobte Charles für seine Weitsicht.
جسی به خاطر دوراندیشیاش از چارلز تعریف کرد.
«Weitsicht» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.