نگهداری، تعمیر
English: maintenance, servicing
Die Wartung meines Autos kostet sehr viel.
نگهداری ماشینم خیلی هزینه دارد.
Am Wochenende führen wir geplante Wartungen am Netzwerk durch.
آخر هفته ما کارهای نگهداری برنامهریزیشده را روی شبکه انجام میدهیم.
«Wartung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.