سطح C2اسم

die Verdrängung

سرکوب، سركوفت

English: repression, suppression

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Verdrängungen

جمله‌ی مثال با Verdrängung

  • Die Verdrängung der Erinnerungen machte ihn krank.

    سرکوب خاطرات او را بیمار کرد.

«Verdrängung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.