سطح C2اسم

die Vaterfigur

پدرخوانده، الگوی پدرانه

English: father figure

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Vaterfiguren

جمله‌ی مثال با Vaterfigur

  • Sein Onkel war eine Vaterfigur für ihn.

    عمویش برای او یک الگوی پدرانه بود.

«Vaterfigur» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.