ناراحتی، کسالت
English: malaise, discomfort
Ich dachte, es handelte sich um ein einfaches Unwohlsein.
فکر میکردم فقط یک بیحالی ساده است.
«Unwohlsein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.