ناباروری، عقیمی
English: infertility
Die Unfruchtbarkeit des Bodens machte die Ernte unmöglich.
ناباروری خاک، برداشت محصول را غیرممکن کرد.
«Unfruchtbarkeit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.