اسکان مجدد، مهاجرت اجباری
English: resettlement, forced migration
Die Umsiedlung der Bewohner dauerte mehrere Monate.
اسکان مجدد ساکنان چندین ماه طول کشید.
«Umsiedlung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.