سطح C2اسم

der Tic

تیک، عادت عصبی

English: tic, nervous twitch

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Tics

جمله‌ی مثال با Tic

  • Er hat einen nervösen Tic im Gesicht.

    او یک تیک عصبی در صورتش دارد.

«Tic» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.