پاشیدن، چلچراغ
English: splash, spray
Ein Spritzer Essig ist alles, was dem Salat noch fehlt.
یک قطره سرکه تنها چیزی است که به سالاد کم است.
«Spritzer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.