سطح B2اسم

die Spontaneität

خودجوشی / فی‌البداهه بودن

English: spontaneity

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Spontaneitäten

جمله‌ی مثال با Spontaneität

  • Ich liebe ihre Spontaneität.

    من عاشق خودجوشی (بداهه‌گویی) او هستم.

مترادف و متضاد

«Spontaneität» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.