کفش
English: shoe
Am besten sind seine Schuhe!
کفشهای او از همه بهتر است!
Ich kaufe neue Schuhe für den Sommer.
من کفشهای جدیدی برای تابستان میخرم.
«Schuh» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.