سطح B1اسم

die Rundfahrt

گردش، سیاحت

English: tour, sightseeing trip

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Rundfahrten

جمله‌ی مثال با Rundfahrt

  • Tom holte sein neues Auto für eine Rundfahrt.

    تام ماشین نوَش را برای یک گشت‌وگذار آورد.

«Rundfahrt» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.