حدودِ، تقریباً
English: approximately, roughly
Die Reise dauerte rund drei Stunden.
سفر حدود سه ساعت طول کشید.
Der Ball ist rund.
توپ گرد است.
«rund» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.