بازی نقشآفرینی
English: role-playing game
Beim Rollenspiel wollte er immer nur Zwerge spielen.
در بازی نقشآفرینی، او همیشه فقط میخواست کوتوله بازی کند.
«Rollenspiel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.