چیزِ بزرگ، رویدادِ مهم
English: big deal
Das Konzert war eine Riesensache.
کنسرت یک رویداد بزرگ بود.
«Riesensache» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.