بازمانده، اثر باقیمانده
English: relic, remnant
Dieser Fernseher ist ja ein Relikt. Wo hast du den denn her?
این تلویزیون که یه یادگاره! از کجا آوردیش؟
«Relikt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.