بازگرداندن، استرداد
English: return, restitution
Ich werde ihn zur Rückgabe dessen, was er gestohlen hat, zwingen.
من او را مجبور میکنم که آنچه را دزدیده پس بدهد.
«Rückgabe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.