سطح A1اسم

das Praktikum

کارآموزی کوتاه مدت

English: internship

گرامر

آرتیکل
das
جمع
die Praktika

جمله‌ی مثال با Praktikum

  • Sie macht ein Praktikum bei einer Bank.

    او در یک بانک کارآموزی می‌کند.

  • Ich mache ein Praktikum im Krankenhaus.

    من یک دوره کارآموزی در بیمارستان می‌گذرانم.

مترادف و متضاد

«Praktikum» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.