کارآموزی کوتاه مدت
English: internship
Sie macht ein Praktikum bei einer Bank.
او در یک بانک کارآموزی میکند.
Ich mache ein Praktikum im Krankenhaus.
من یک دوره کارآموزی در بیمارستان میگذرانم.
«Praktikum» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.