رئیس پلیس
English: police chief
Der Polizeipräsident der Präfektur versuchte, die Disziplin innerhalb der Polizei zu verbessern.
رئیس پلیس استان تلاش کرد نظم را در نیروی پلیس بهبود بخشد.
«Polizeipräsident» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.