زحمت طاقتفرسا، کار خستهکننده
English: drudgery, toil
Ich habe genug von der Plackerei.
من از این کار طاقتفرسا خسته شدهام.
«Plackerei» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.