سطح B2اسم

die Physiotherapie

فیزیوتراپی

English: physiotherapy

گرامر

آرتیکل
die
جمع
-n

جمله‌ی مثال با Physiotherapie

  • Sie macht jeden Freitag Physiotherapie.

    او هر جمعه فیزیوتراپی انجام می‌دهد.

مترادف و متضاد

مترادف

«Physiotherapie» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.