گذرنامه، مجوز عبور
English: pass, permit
Tom zeigte den Passierschein, um das Gelände zu betreten.
تام برای ورود به محوطه، گذرنامه را نشان داد.
«Passierschein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.