همپیکار، همرزم
English: comrade-in-arms, ally
Er ist ein treuer Mitstreiter in unserem Projekt.
او یک همپیکار وفادار در پروژهی ماست.
«Mitstreiter» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.