بدشانسی، بخت بد
English: misfortune, bad luck
Mir ist da ein kleines Missgeschick passiert.
یه خرابکاری کوچیک برام پیش اومد.
«Missgeschick» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.