سطح C2اسم

das Missgeschick

بدشانسی، بخت بد

English: misfortune, bad luck

گرامر

آرتیکل
das
جمع
Missgeschicke

جمله‌ی مثال با Missgeschick

  • Mir ist da ein kleines Missgeschick passiert.

    یه خرابکاری کوچیک برام پیش اومد.

«Missgeschick» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.