بقا، حفظ زندگی
English: life support, survival
Die Lebenserhaltung des Patienten hängt an der Maschine.
بقای بیمار به دستگاه وابسته است.
«Lebenserhaltung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.