طنابدار، لاسو
English: lasso
Der Pferdehirt warf ein Lasso auf den riesigen Hengst.
چوپانِ اسبها کمند را به طرف اسب نرِ بزرگ پرت کرد.
«Lasso» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.