سطح C2اسم

die Kusine

دخترعمو/دختردایی/دخترخاله/دخترعمه

English: female cousin

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Kusinen

جمله‌ی مثال با Kusine

  • Der Hund meiner Kusine ist ungestüm.

    سگ دخترخاله‌ام خیلی پرجنب‌وجوش است.

«Kusine» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.