دخترعمو/دختردایی/دخترخاله/دخترعمه
English: female cousin
Der Hund meiner Kusine ist ungestüm.
سگ دخترخالهام خیلی پرجنبوجوش است.
«Kusine» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.