تماس گرفتن، برقراری ارتباط
English: contact, making contact
Die Kontaktaufnahme mit dem Kunden war schwierig.
برقراری ارتباط با مشتری دشوار بود.
«Kontaktaufnahme» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.