کالسکه، درشکه
English: carriage, coach
Die prunkvolle Karosse der Königin fuhr langsam durch die Stadt.
درشکهی باشکوه ملکه بهآرامی از شهر گذشت.
«Karosse» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.